نامه سرگشاده نماینده جامعه کارگری به رئیس دولت ارتباط با مشتری: یک فعال کارگری طی نامه ای سرگشاده به رئیس دولت نسبت به سخنان اخیر وی درباب افزایش دستمزد جامعه کارگری و گره زدن آن با نرخ تورم، انتقاد نمود. یادداشت مهمان- سمیه گلپور، فعال کارگری، عضو انجمن صنفی کارگری اساتید حق التدریس دانشگاه و رئیس مستعفی کانون عالی انجمن های صنفی کارگران ایران در یادداشتی خطاب به رئیس دولت نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران با سلام و احترام؛ سخنان اخیر جنابعالی بر اساس این که «فشار می آورند و مدام حقوق اضافه می کنند، از آن طرف تورم بالا می رود و حقوق بی ارزش می شود و به دنبال راهکار هستیم»، بیشتر از آن که جامعه میلیونی کارگران و مزدبگیران شریف کشور را شگفت زده کند، قلب نیمی از جمعیت مولد ایران را به درد آورد. آقای رئیس جمهور!این «فشار» نیست؛ صدای شکستن استخوان های طبقه ای است که زیر آوار سنگین تورم های ساختاری، ناترازی بانکهای ناتراز و رانتی، سوداگری های افسارگسیخته و شوک های مکرر ارزی له شده اند. واژه ی «فشار می آورند»، بار معنایی زیاده خواهی دارد؛ حال آن که کارگر ایرانی نه امتیاز ویژه، بلکه ابتدائی ترین «حق حیات»، شرافت انسانی در مقابل خانواده و اجرای نص صریح قانون را مطالبه می کند. فرمودید افزایش مزد تورم می آورد و به دنبال راهکار هستید؛ به عنوان یک فعال کارگری و عضو انجمن صنفی کارگری اساتید حق التدریس دانشگاه، چند پرسش، استدلال و راهکار روشن و بی پرده را پیش روی شما می گذارم: ۱. عهدشکنی در ترمیم مزد؛ در این ۶ ماه کدام دستمزد بالا رفت که تورم افسار برید؟!آقای رئیس جمهور، وزیر کار دولت جنابعالی در اسفندماه گذشته صراحتاً وعده دادند که در صورت تداوم و جهش تورم، مزد کارگران در طول سال ترمیم خواهد شد. حال که زمان وفای به عهد، اجرای قانون و عمل به وعده رسمی کابینه شما فرارسیده است، با برچسب «افزایش مزد تورم زاست» شانه خالی می کنید؟!یک محاسبه ساده اقتصادی انجام دهیم: حالا بیشتر از شش ماه است که ریالی به حقوق و دستمزد کارگران افزوده نشده و مزد کاملا منجمد و فریز بوده است؛ پس این همه تورم افسارگسیخته، گرانی روزمره اقلام خوراکی، پرواز قیمت مسکن و دارو در این شش ماه از کجا آمده است؟! مگر کارگر دستمزد بیشتری گرفت که بازار آتش گرفت؟ چه طور وقتی مزد فریز است تورم می تازید، اما وقتی نوبت به ترمیم معیشت همان کارگر گرسنه می رسد، ناگهان دستمزد متهم ردیف اول تورم می شود؟! این تناقض آشکار تجربی، تمام نظریه های انتزاعی مشاوران شما را به باد می دهد.۲. سهم ۵ درصدی دستمزد در بهای تمام شده و مصونیت ۹۵ درصدی سایر فاکتورهامشاوران اقتصادی به شما آدرس غلط می دهند. سهم دستمزد نیروی کار در بهای تمام شده تولید در قسمت عمده صنایع کشور تنها بین ۵ تا حداکثر ۱۰ درصد است. بیشتر از ۹۰ تا ۹۵ درصد بهای تمام شده کالاها را هزینه های ناشی از ناکارآمدی و رانت ها می بلعد: ●هزینه های سرسام آور خرید مواد اولیه دلاریزه، ●هزینه های مبادله و واسطه گری های ناشی از تحریم و سوداگری، ●نرخ های بهره سنگین تسهیلات، هزینه های کمرشکن تأمین مالی و ساختار معیوب نظام بانکی؛ ●هزینه های ناشی از قطعی مکرر برق و گاز صنایع و هدررفت انرژی و استهلاک تجهیزات فرسوده، ●ریخت وپاش های مدیریتی، حقوق های نجومی هیأت مدیره ها و هزینه های بوروکراتیک بنگاه های خصولتی.چگونه چشمتان را بر آن ۹۰ تا ۹۵ درصد بسته اید و تنها دیواری که برای تخریب و مهار تورم پیدا کرده اید، سهم ناچیز ۵ درصدی سفره کارگر است؟!۳. قیاس اشتباه راهبرد چین با انجماد بی هدف در ایرانشاید برخی بگویند پایین نگه داشتن دستمزد ابزاری برای رقابت پذیری است؛ اما این قیاس هم رسواست.حدود یک تا دو دهه پیش، کشور چین دستمزد نیروی کار را پایین نگه داشت؛ اما با یک استراتژی ملی و برنامه کلانِ مدون و زمان دار! آنها مزد را به طور موقت کنترل کردند تا قیمت تمام شده کالاهایشان کم شود، بازارهای صادراتی جهان را فتح کنند و ابرپروژه ژئواکونومیک «یک کمربند-یک راه» را به بار بنشانند. بعد از تسخیر بازارهای جهانی، در چهارچوب همان برنامه، دستمزد کارگران چینی چند برابر شد و سطح رفاه عمومی ارتقا یافت و تا دهه گذشته کارگر چینی ارزان تر از کارگر ایرانی بود امروز برعکس شده است.حالا پرسش اینجاست: شما با کدام سیاست، کدام برنامه توسعه و کدام افق اقتصادی دهه هاست دستمزد کارگر ایرانی را زیر خط فقر، تورم و سبد معیشت سلاخی کرده اید؟! آیا کالای ما جهانی شد؟ آیا بازارهای منطقه را گرفتید؟ یا با فریز کردن مزد، فقط رانت صنایع ناکارآمد را تأمین کردید و صنایع را به «نیروی کار مفت» معتاد نمودید؟! برنامه ی دولت برای خروج از این چرخه کجاست و تا چند ده سال دیگر مقرر است با این بهانه های غیرعلمی و غیرکارشناسی، جان کارگر گروگان ناکارآمدی ساختاری بماند؟! این فریز دستمزد، موتور نوآوری و تکنولوژی را در صنعت کشت و کارخانه ها را از کارگر متخصص خالی و جوانان را بسمت مشاغل کاذب و دلالی فراری داد.۴. راهکار کجاست؟ تحقق فرمان صریح رهبر شهید انقلاب در روز کارگر ۱۴۰۴: جناب آقای پزشکیان، فرمودید «به دنبال راهکار هستیم»؛ جامعه کارگری راهکار را روی میز شما می گذارد. اگر نگران چاپ پول و نقدینگی ناشی از اسکناس ریالی هستید، چرا به فرمایش راهبردی و صریح رهبر شهیدمان در روز کارگر سال ۱۴۰۴ عمل نمی کنید؟ ایشان قاطعانه بر «سهام دار شدن حقیقی کارگران در بنگاه های تولیدی» انگشت گذاشتند.«راهکار مدرن، تورم زدا و عزت آفرین این است: به جای صدقه های ناچیز و بی ارزش، قوانین خاک خورده و معطل مانده ی «تسهیم کارگران در منافع کارگاه ها» و ظرفیتهای ماده ۴۷ قانون کار را احیا کنید؛ سازوکار متروک شده ی مشارکت حقیقی کارگران در سود و راندمان (Profit-Sharing) را عملیاتی سازید و کارگران را در شبکه ارزش و سهام حقیقی بنگاه ها شبکه ارزش کارخانه ها، پتروشیمی ها و معادن شریک کنید…»اگر دستمزد نقدی شما ارزش خویش را در آتش تورم های بانکی از دست می دهد، کارگر را در دارایی مولد شریک کنید تا طعم افزایش ارزش سرمایه کشور را بچشد و جانش را پای راندمان و خط تولید بگذارد، نه این که در حسرت حداقل های معیشت شب را به بامداد برساند. آقای رئیس جمهور؛سفره خالی کارگر که با خون دل چرخ صنعت، حرفه، کشاورزی، خدمات و... این مملکت را می چرخانند، خط قرمز امنیت اجتماعی است. تورم را از سرچشمه خلق پول رانتی بانکها و ناترازی های بودجه مهار کنید و بار این اقتصاد بیمار را بر دوش ناتوان طبقه کارگر نگذارید.به طور خلاصه یک محاسبه ساده اقتصادی انجام دهیم: حالا بیشتر از شش ماه است که ریالی به حقوق و دستمزد کارگران افزوده نشده و مزد کاملا منجمد و فریز بوده است؛ پس این همه تورم افسارگسیخته، گرانی روزمره اقلام خوراکی، پرواز قیمت مسکن و دارو در این شش ماه از کجا آمده است؟! بیشتر از ۹۰ تا ۹۵ درصد بهای تمام شده کالاها را هزینه های ناشی از ناکارآمدی و رانت ها می بلعد: ●هزینه های سرسام آور خرید مواد اولیه دلاریزه، ●هزینه های مبادله و واسطه گری های ناشی از تحریم و سوداگری، ●نرخ های بهره سنگین تسهیلات، هزینه های کمرشکن تأمین مالی و ساختار معیوب نظام بانکی؛ ●هزینه های ناشی از قطعی مکرر برق و گاز صنایع و هدررفت انرژی و استهلاک تجهیزات فرسوده، ●ریخت وپاش های مدیریتی، حقوق های نجومی هیات مدیره ها و هزینه های بوروکراتیک بنگاه های خصولتی. راهکار مدرن، تورم زدا و عزت آفرین این است: به جای صدقه های ناچیز و بی ارزش، قوانین خاک خورده و معطل مانده ی تسهیم کارگران در منافع کارگاه ها و ظرفیت های ماده ۴۷ قانون کار را احیا کنید؛ سازوکار متروک شده ی مشارکت واقعی کارگران در سود و راندمان (Profit-Sharing) را عملیاتی سازید و کارگران را در شبکه ارزش و سهام واقعی بنگاه ها شبکه ارزش کارخانه ها، پتروشیمی ها و معادن شریک کنید… اگر دستمزد نقدی شما ارزش خود را در آتش تورم های بانکی از دست می دهد، کارگر را در دارایی مولد شریک کنید تا طعم افزایش ارزش سرمایه کشور را بچشد و جانش را پای راندمان و خط تولید بگذارد، نه اینکه در حسرت حداقل های معیشت شب را به صبح برساند. 1405/07/07 12:26:44 0.0 / 5 4 تگهای خبر: اجتماعی , اقتصاد , انرژی , بازار این مطلب ارتباط با مشتری را می پسندید؟ (0) (0) X تازه ترین مطالب مرتبط قیمت تمام شده گوشت قرمز و مرغ مهارت آموزی در هدایت شغلی جوانان نقش محوری دارد اعلام قیمت میوه و سبزی قیمت جدید دام زنده نظرات بینندگان در مورد این مطلب لطفا شما هم در مورد این مطلب نظر دهید = ۹ بعلاوه ۲ درج دیدگاه